آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
به مناسبت گشایش نمایشگاه کتاب
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٤ : توسط : آیین اهورایی

یادم میاد چند سال پیش با چندی از مدیران دولتی داشتیم از اتوبان حقانی رد میشدیم که نزدیک خروجی کتاب خانه ی ملی کمی شلوغ شده بود به همراهان گفتم مگه کتابخانه ملی خبریه متوجه شدم هیچ کدام از همراهان من حتی نمی دانستن آن چه من گفتم چیست یکی از افراد علاقه مند شد کتاب خانه ملی کشورش راببیند .

من راهنمایی را بر عهده گرفتم و گفتم رمپ را به سمت بالا بپیچید و هر لحظه منتظر بودم همراهان من از دیدن عظمت ساختمان کتابخانه ملی به وجد بیایند اما بر خلاف انتظار من همگی متفق القول  اظهار داشتند که هزینه کردن این همه سرمایه برای ایجاد مکانی تنها برای کتاب اشتباهی بزرگ و اتلاف سرمایه های ملی می باشد حتی یک شان با وقاحت تمام گفت مگه  یه پاساژ کفایت نمیکرد

من هیچ نگفتم و بر مصیبتی که بر این مملکت وارد شده غصه خوردم