آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
تهمینه ام
ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢ : توسط : آیین اهورایی

 

تهمینه ام ، تهمینه ام

از درد و غم دو نیمه ام

در حسرت سهراب یل

دُرج غمان شد سینه ام

سهراب من ، محراب من

خورشید من ، مهتاب من

در این جهان بی کسی

یکتای من ، نا یاب من

در دشت کین سرگشته شد

در خاک و خون آغشته شد

از مهر رستم زاده شد

وز قهر رستم کشته شد

افتاد از بالای زین

چون اختر از چرخ برین

شیر سپیدم از تنش

دریای خون شد بر زمین

گفتم که می یابد اثر

از رستم عالی نظر

با این نشانی از پدر

شد بی نشان از بهر و فر

گلچین دورانم گذشت

گل ریز بستانم گذشت

تیغی که رستم زد بر او

از جوشن جانم گذشت