آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
فدکیه
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٧ : توسط : آیین اهورایی

 «کینه های درونی و دورویی شما هویدا شد. جامة دین فرسوده شد. گمراهان به سخن آمدند و فرومایگان سربرافراشتند و شتر اهل باطل به صدا در آمد و دم خویش بجنباند و شیطان سرش را از کمین گاه بیرون نمود و شما را به خویش دعوت کرد. پس بدون درنگ دعوتش را اجابت نمودید و احترامش کردید. شما را تحریک کرد، به حرکت درآمدید، دستور غضب داد، غضبناک شدید. … هنوز زخم دل ما خوب نشده و جراحت ها التیام نپذیرفته، هنوز پیامبر به خاک سپرده نشده بود که به بهانة خوف از فتنه، خلافت را غصب کردید.»

آگاه باشید آنچه را گفتم با آگاهی نسبت به شما است که شما انگیزه یاری ندارید و نیرنگ و فریب، دلهایتان را فرا گرفته است؛ ولیکن این سخنان خروشی بود که از جان برآمد و آهی بود که از خشم برخاست، کاسه صبر لبریز، و عقده‏های سینه باز و حجت بر شما تمام شد. پس این شما و این شتر خلافت! لجامش را محکم بگیرید و بتازید. اما بدانید پشتش زخمی و پایش لنگ و عار و ننگش همیشگی است. نشان خشم الهی بر آن خورده و عیبش ابدی است.

خلافتی که به آتش برافروخته الهی پیوسته، آتشی که بر دلها احاطه کند؛ در حالی که کلیه اعمال شما در پیش چشم پروردگار است و به زودی ستمگران خواهند دانست که در چه جایگاهی رجوع می‏کنند. من دختر پیامبر شمایم که شما را از عذاب سخت آینده بیم داد. پس هر چه می‏خواهید بکنید. ما هم کار خودمان را می‏کنیم و منتظر باشید که ما هم منتظریم.