آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
گربه صفتی
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٦ : توسط : آیین اهورایی

از همون بعد از ظهر که اومد بود داشت تو حیاط فسنجون می خورد به مادرم گفتم این یه ریگی تو کفشش ست مادرم قبول نکرد

اون گذشت

خواهرم داشت گل ها را آب می داد طوری نگاه می کرد که معلوم بود نقشش داره به واقعیت نزدیک تر میشه

تو یه لحظه همه ی جوانبو سنجید

می دونست موفق میشه

نامرد تو یه جست پرید جوجمونو خورد گربه ی بی چشم رو