آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
وصیت نامه ابوالقاسم حالت
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳٠ : توسط : آیین اهورایی
بعدمرگم نه به خود زحمت بسیار دهید
نه به من برسرگوروکفن آزار دهید
نه پی گورکن و قاری و غسال روید
نه پی سنگ لحد پول به حجاردهید
به که هر عضومرا ازپس مرگم به کسی
کش بدان عضوبود حاجت بسیاردهید
این دوچشمان قری را به فلان چشم چران
که دگرخوب دو چشمش نکندکاردهید
وین زبان را که خداوندزبان بازی بود
به نماینده لال از پی گفتاردهید
کله ام را که همه عمرپرازگچ بوده است
راست تحویل علی اصغر گچکاردهید
وین دل سنگ مراهم که بود سنگ سیاه
به فلان سنگتراش ته بازار دهید
کلیه ام را به فلان رند عرق خوارکه شده است
ازعرق کلیه او پاک لت و پاردهید
ریه ام را به جوانی که زدود و دم بنز
درجوانی ریه او شده بیماردهید
چانه ام را به فلان زن که پی وراجی است
معده ام را به فلان مردشکمخوار دهید
گرسرسفره خورد فاطمه بی دندان غم
به که دندان مرا نیز به آن یاردهید
تا مگربند به چیزی شده باشد دستش
فتق بندم* ببرید و به طلبکاردهید
------------------------------------------------------------------
*  از آنجایی که فتق بند عضوی از بدن نیست من به این مصرع مشکوکم در بعضی نسخ چیزه دیگری دیدم چون زشته نمی گم