آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
جادوگر دوستت داریم
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٩ : توسط : آیین اهورایی

قبلن به واسطه جایی که کار می کردم با همه جور آدمی برخورد می کردم که از جمله آنها فوتبالیست ها بودند  به خصوص بچه های تیم ملی با همشون سلام علیکی داشتم توشون از خیلی مغرور وجود دشت تا لوده به تمام معنا آدم حسابیه حسابی هم فقط یکی بود (وحید هاشمیان ) اما علی کریمی دقیقن وسط این طیف قرار داشت نه لوس و بی معنی بود نه افتاده غرور داشت که اقتضا بازی قشنگش بود والله اگر یه دنیایی به من می گفتن جادوگر دیگه خدا را هم بنده نبودم .

تو یکی از روزهای کاری کریمی اومد پیشم تا براش یه میل بفرستم خدایی فرق کیبورد و موس را نمی دانست اما آخرش آن قدر تشکر کرد که من شرمنده شدم

جدای برخورد هایی که انجا باهاشون داشتم یه بار تو جاده سلامتی ورزشگاه انقلاب کریمی را دیدم که داشت با مربی اختصاصی اش تمرین بدنسازی می کرد به جرات می تونم بگم از همه کسایی که تو جاده سلامتی  خفن ترین گرم کناشونو می پوشن ساده تر آمده بود به هیچ کس هم توجهی نمی کرد

کریمی یه روزی کاپیتان تیم امید بود داور یه اشتباه کرد با لگد افتاد دنبالش یک سال محرومش کردن دیگه یادم نمیاد کریمی بد اخلاقی تو زمین کرده باشه  

حالا چی شد این چند تا اپیوزود را تعریف کردم خواستم بگم ممکن آدم شناس چندان قابلی نباشم اما همون چند برخورد برای نتیجه گیریم کافی بود

که مقصر آجرلو هستش یا کریمی