آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
پس کی پس
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٥ : توسط : آیین اهورایی

گفتی منتظر بمون از سفر میاد

میشکنه قفلو اون یار، از در میاد

این شب هم تموم میشه سحر میاد

پس کی  پس ، پس کی پس ، پس کی پس

این زمستون میگذره بهار میاد

غنچه های انتظار به بار میاد

اون که رفته با هزار سوار میاد

پس کی  پس ، پس کی پس ، پس کی پس

این شب یلدا که صد سال طول کشید

روی هر چهره نقاب غم کشید

میره و آفتاب مهر سر میزنه

به همه دوباره لبخند میزنه

موج خسته باز به ساحل میرسه

دست بارون به تن دشت میرسه

دیوار زندان مرداب میریزه

رودخونه میره به دریا میریزه

روی دشت پل میزنه رنگین کمون

بلبل ها رها میشن تو آسمون

صدای خنده میاد تو کوچمون

پس کی  پس ، پس کی پس ، پس کی پس