آیین اهورایی

پس از صافی شدن هرچیزی می نویسیم بی ارتباط به هر چیز
 
دیکطاطور بذرگ
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢۱ : توسط : آیین اهورایی

 

در فیلم«دیکتاتور بزرگ»،چاپلین در دو نقش ظاهر می‏شود:یکی آرایشگری است یهودی و دیگری شبه هیتلر.در صحنه‏ای از فیلم،پس از سلسله رخدادهایی،آرایشگر یهودی‏ را به جای دیکتاتور می‏گیرند و وامی دارند که در روز همبستگی بزرگ سخنرانی کند.متن زیر ترجمهء آن سخنرانی‏ است:

متأسفانم،اما نمی‏خواهم که حکمران باشم.کار من نیست.نمی‏خواهم بر کسی فرمانروایی‏ یا غلبه کنم،بلکه مایلم در صورت امکان به همه یاری برسانم،یهودی،کافر،سیاه و سفید.همه‏ می‏خواهیم به یکدیگر کمک کنیم.آدمی این‏گونه است.می‏خواهیم در پناه خوشنودی یکدیگر زندگی کنیم،نه با فلاکت هم.نمی‏خواهیم دیگری را خوار بشماریم و نفرت بورزیم.در این‏ جهان جا برای همه هست و زمین خوب برای همه غنی است و مهیّا.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/7/76-The-Great-Dictator/76-The-Great-Dictator/9-The-Great-Dictator.jpgراه زندگی می‏تواند آزاد و زیبا باشد.امّا آن راه را ما گم کرده‏ایم،طمع روح انسان را زهراگین کرده و سدّی از کینه بر جهان بسته است و ما را واداشته که در راه فلاکت و خونریزی‏ گام برداریم.ما سرعت را متحوّل ساخته‏ایم امّا در آن محصور شده‏ایم.ماشین که برای ما فراوانی به دنبال داشته،در تمنّا رهایمان کرده است.دانش ما را بد گمان می‏کند و هوش، خشک و نامهربانمان.ما بیشتر می‏اندیشیم و کمتر احساس می‏کنیم.بیش از ماشین به انسانیت‏ نیازمندیم و بیش از زیرکی به مهربانی.بدون چنین کیفیت‏هایی،زندگی خشن خواهد بود و همه چیز از دست خواهد رفت.

هواپیما و رادیو ما را به هم نزدیک‏تر کرده است.طبیعت این چیزها از نیکی در نهاد بشر حکایت می‏کند و از برادری جهانی،از یگانگی همه ما.هم اکنون صدای من به میلیون‏ها نفر در سراسر جهان می‏رسد.میلیون‏ها مرد و زن و کودک نومید.قربانیان نظامی که مردم بی‏گناه را زندانی و شکنجه می‏کند.به آنهایی که صدای مرا می‏شنوند می‏گویم نومید نباشید.آن‏ شوربختی که در ماست،تنها سیر طمع است در روحمان.تلخی انسان است که از پیشرفت بشر بیم دارد.نفرت انسان سپری خواهد شد و دیکتاتورها می‏میرند و قدرتی که آنان از مردم‏ گرفته‏اند،به مردم باز خواهد گشت و تا انسان زنده است آزادی نخواهد مرد.

سربازان!خود را به این درنده‏خوها نسپارید.اینهایی که تحقیر می‏کنندتان،شما را به‏ بردگی می‏کشانند و شکل زیستن شما را معیّن می‏کنند.به شما می‏گویند چه بکنید به چه‏ بیندیشید و چه احساس کنید.آنها که به شما مشق نظامی و جیره می‏دهند.با شما مانند گله‏ای‏ دام رفتار می‏کنند و چون باروت توپ به کار می‏برندتان.خود را به این انسان‏های غیر طبیعی‏ نسپارید،انسانهای ماشینی و قلبهای ماشینی!شما ماشین نیستید،انسانید با عشق به انسانیت در قلبهاتان،نفرت نورزید!این نفر خواسته-ناخواسته و غیر طبیعی!

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/7/76-The-Great-Dictator/76-The-Great-Dictator/6-The-Great-Dictator.jpgسربازان!برای بردگی!برای آزادی بجنگید!در فصل هفدهم انجیل لوقا آمده‏ است که قلمرو خداوند در میان انسان‏هاست،نه یک فرد یا گروهی از مردم،که در همهء انسان‏ها در شما!شما،مردم قدرت دارید قدرت تولید ماشین.قدرت آفرینش خوشبختی.شما مردم این قدرت را دارید که زندگی را آزاد و زیبا سازید.قدرتی که زندگی را به رخدادی‏ شگف‏انگیز بدل کنید.پس با نام دمکراسی بیائید این قدرت را به کار بریم.

بیائید متحد باشیم.بیائید برای دنیایی جدید مبارزه کنیم.دنیایی پاک که به انسانها فرصت کار خواهد داد،به جوانان آینده‏ای و به سالخوردگان امنیت و آسایش خاطری.

با وعدهء همین چیزهاست که ددمنشان به قدرت می‏رسند،ولی آنها دروغ می‏گویند.آنها بر این وعده نمانده‏اند و هرگز نخواهند ماند!دیکتاتورها خود را می‏رهانند امّا مردم را در بند می‏کشند.حال بیایید برای آزادی جهان بجنگیم.مرزهای بین ملّتها را از میان برداریم.خود را از طمع،نفرت و درماندگی برهانیم.بیایید برای دنیایی منطق بجنگیم.جایی که دانش و پیشرفت به سوی شادی رهنمونمان می‏کند.سربازان!با نام دمکراسی بیایید متحد شویم.

هانا،1صدایم را می‏شنوی؟هر جا که هستی،نگاه کن!به آسمان نگاه کن هانا.ابرها می‏روند و خورشید از آن میان نمود می‏کند.ما از درون ظلمت به روشنایی می‏رویم،وارد دنیایی تازه می‏شویم،دنیایی مهربان‏تر.جایی که انسان بر طمع خود،بر نفرت و درنده خویی‏ می‏شورد.نگاه کن هانا!به روح انسان بالهایی داده‏اند و سر آخر او پروازش را آغاز می‏کند،به‏ سوی رنگین کمان،به سوی روشنایی امید،نگاه کن،هانا!نگاه کن!